أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
111
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
حارث بن عبدالمطلب از بنىهاشم ، اميران مكه بودند . « 1 » تعدد آنان جلب توجه مىكند . اين مطلب به سياست عمر در برخورد شديد با واليانش باز مىگردد كه سخت از آنان مراقبت داشت و تواند كه علت تعدد ، همين امر باشد . عمر تنها از تعداد معدودى از اميرانش راضى بود « 2 » و به همين دليل فراوان عزلشان مىكرد . وى سنت مقاسمهء اموال آنان را هم پايه گذارى كرد ؛ به اين ترتيب كه پيش از رفتن والى ، اموال او را محاسبه مىكرد و در پايان امارتش ، باز ثروت وى را حساب كرده ، هر چه بر آن افزوده شده بود يا مقدارى از آن را بر مىداشت و به بيت المال مىسپرد ، مگر آن كه بر وى ثابت مىشد كه آن اموال را از راههاى مشروع به دست آورده است . روزگار عثمان در بحث از واليان خليفهء اول و دوم در مكه ، به رويدادهاى مربوط به آن دو در مدينه نپرداختيم ؛ چرا كه ما تاريخ مكه مىنويسيم و به همين دليل ، به اخبار نقل شده چندان مىپردازيم كه ارتباطى با موضوع مورد بحث ما داشته باشد . اما در اين مقطع نياز مبرمى به طرح يك بحث استطرادى در باره عثمان در آن حادثه بزرگى كه رخ داد داريم ؛ چرا كه آن حادثه پيامدهايى داشت كه به مكه نيز مربوط مىشد . داستان عثمان مفصلتر از آن است كه به اختصار برگزار كرده يا ضمن فصل كوتاهى بياوريم . مورّخان قديم و جديد در بارهء علل و اسباب آن فراوان گفتهاند ، كما اين كه در نتيجهء آن تحقيقات هم ، اختلافاتى روى داده است . با اين همه آنان در اين مطلب اتفاق نظر دارند كه آن رويداد ، نخستين حادثهاى بود كه اختلاف نظر ميان مسلمانان را پديد آورد و اولين شكافى بود كه صفوف مسلمين را بر هم زد .
--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 164 . ( 2 ) . يكى از كسانى كه عمر هيچ گاه عزلش نكرد معاويه بود و بر حسب باور مؤلف ، وى بايد از جمله كسانى باشد كهعمر سخت از وى راضى بوده است . « ج »